Masoud Saeedi - Gomam Kardi

November 3, 2018

FarsKids.me The Best And First Persian Music فارس کیدذ Masoud-Saeedi-Gomam-Kardi-400x400

Masoud Saeedi

Gomam Kardi


Sender Lyric
Not yet added any Lyric! be first!
Add Lyric
farskidsofficial
farskids_official

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *

  1. ****

    یک مقدار مشکل داریم در زمینه درگیری های خاورمیانه این پارگراف را از سرامد سایتها یعنی ایران لیبرال دریافت کنید رای زنده ماندن اسرائیل، طرح آن ناگزیر می باید در دو محور توامان برنامه ریزی و اجرا شود. یک: او تبدیل به یک قدرت منطقه ای امپراتوری-امپریالیستی شود. و دو: باید کل کشورهای عرب موجود منطقه را منحل و یا به کشورهای کوچک تقسیم کرد؛ البته کوچکی در اینجا به ترکیب قومی یا فرقه ای هر کشور بستگی دارد. در نتیجه: صهیونیست امیدوار است که دولت ها با بنیاد فرقه ای خود تبدیل به دست نشاندگان او٬ و از قضا٬ منبع مشروعیت اخلاقی اسرائیل بشوند.

  2. ****

    قول متلاشی کردن بهت داده بودم این کار را با تمامی رسانههای همسو با منافع اسرائیل میکنم تحریمهای ایران هم جعلی هست بدون مجوز هست بیشتر شبیه محاصره اقتصادی هست وبر ضد رشد ایران تکههای از این نوشته را براتون جدا خواهم کرد

  3. ****

    انحلال عراق به یک دولت شیعی٬ یک دولت سنی٬ و تفکیک بخش کردی است(هارتص ۲/۶/۱۹۸۲). در واقع٬ این جنبه از طرح خیلی قدیمی است /عبارت دیگر٬ هدف شارون فریب آمریکایی ها پس از فریب دیگران است/طرح به طور صادقانه ایده های ژئویولیتیک آلمان سالهای ۱۸۹۰-۱۹۳۳ را دنبال می کند٬ که توسط هیتلر و دولت نازی بطور کل بلعیده شد؛ و اهداف خود/دیدگاهی که وعده آزادی و استقلال به انسان می دهد در پرتو این واقعیت غم انگیز که سه چهارم از نژاد بشر تحت رژیم های استبدادی زندگی می کنند پوچ به نظر می رسد. /در ایران غیر عرب و اکنون در سوریه ببینیم٬ که آنها قادر به مقابله موفقیت آمیز با مشکلات اساسی خود نیستند و بنا بر این یک تهدید واقعی علیه دولت اسرائیل را در درازمدت تشکیل نمی دهند؛ اما فقط در کوتاه مدت است /مطلب طولانی هست منبع سایت ایران لیبرال هست بعد تکمیل میکنم

  4. ****

    هر چه بد بختی و مکافات هم مردم ایران وهم مردم امریکا میکشن از این حکومت نژاد پرست اسرائیل هست و دزد تکنولوژی هم هست و خاخام های پراکنده در پهن دشت و و ایپک با رسانهای لندن نشینش

  5. ****

    اینم اخریش/همۀ ما شاهدیم که کشورمان هدف جنگ اقتصادی بی رحمانه ایست که توسط آمریکا و متحدان منطقه ایش اداره می شود و نیز به عیان میبینیم که مردم ایران بر اثر این جنگ، به چه فلاکتی افتاده اند. آمریکا می خواهد آنچه را که نمی تواند به صورت نظامی به چنگ بیاورد، از این طریق صاحب شود. در جنگ های اخیر منطقه دیده ایم که جان مردم عادی برایش کوچکترین ارزشی ندارد و از کشتارشان به وسایل مختلف، دریغ نمی کند ـ ایران هم مورد مثال دیگری است.
    در اینجا می خواهم راجع به دو موضوع مربوط به این جنگ صحبت بکنم. یکی ناتوانی حکومت و دیگری گفتار تحلیلگران. دیدن این دو نکته حاجت به تخصصی ندارد و بر همه عیان است.

    /داد و فریاد تبلیغاتی حکومت را از رسانه هایی که در اختیار دارد، می شنوید، همه می گویند که جنگی در جریان است و معمولاً اینرا هم اضافه می کنند که اتاق این جنگ در خزانه داری امریکاست. بسیار خوب، اتاق جنگ شما کجاست؟ اصلاً اطاق جنگی دارید که در این مبارزه نقش مرکز ستاد را بازی کند و بکوشد تا حملات را دفع کند و در صورت امکان ضربه ای بزند؟ معلوم است که خیر. اصلاً حکومت توان متمرکز کردن تصمیم گیری در هیچ زمینه ای را ندارد، از جمله اقتصاد را که این اندازه برایش حیاتی است و دارد سرنوشتش را رقم می زند. دولتی که سر کار است و در ایجاد این وضعیت، مسوولیت اساسی هم دارد، قاعدتاً صاحب اختیار نهادهایی است که باید اقتصاد را اداره کنند. اختیارات بی حساب ولی فقیه، مذهبی ـ سیاسی است و در زمینۀ اقتصادی، تقریباً هیچ است ـ انعکاس بی اعتنایی به اقتصاد که از خمینی به همۀ فرزندانش به ارث رسیده است. ولی خود حکومت نه توانایی ذهنی و نه عملی دارد تا کاری بکند. اوج هنرنماییش برجام بود که دیدیم.
    می توان پرسید که آیا اصلاً حکومت فهمیده که با چه مکانیزمی دارند به او ضربات کاری اقتصادی وارد می کنند و ارز ملی را به سراشیب سقوط انداخته اند؟ به هر صورت راند اول این بازی، در دورۀ احمدی نژاد واقع شد و خود او و دولتش هم بهت زده و دست و پا گم کرده، هیچ کاری نکردند. دولت فعلی هم در مقابل ضربات متعدد و مرتب که هر چند ماه چند ده درصد از ارزش پول می کاهد، واکنش متفاوتی نداشته است. نشسته و ضربات را نوش جان کرده. نه خودش چیزی فهمیده و نه به مردم گفته است. تمامی داستان در مهی پیچیده شده از نادانی و ناتوانی حکومت و مدعیان تخصصی که دور خود جمع کرده است.
    چیز دیگری که در واکنش های حکومت شاهدیم، نبود مطلق انضباط عمل است. وضعیت از همیشه بحرانی تر است، ولی کماکان هرکس در هر گوشه ای ساز خود را می زند. هر تصمیمی در معرض باطل شدن عملی از سوی هر گروهی قرار دارد. نه تنها نهاد های مختلف و در صدرشان بانک مرکزی که باید سکاندار باشد، از انواع وسایل که بعد از افتضاح، غیر قانونی بودن و غیر منطقی بودن آنها هویدا می گردد، برای هر کاری استفاده می کنند، بلکه در این استفاده ناکام هم هستند. مثلاً دلال پیدا می کنند که سیاستشان را اجرا کند، پول خود را به جیب می زند، سکه و پول در بازار می ریزند، رفقایشان جمع می کنند و… طمعشان چنان است که حتی زخم خود را هم لیس نمی زنند، به دندانش می کشند.
    در نهایت می توان پرسید که بعد از چهل سال و اینهمه نوحه خوانی، آیا به نظر میاید که این جنگ را بهتر از جنگ ایران و عراق اداره می کنند؟ خیر! مطلقاً! به هیچوجه! اینجا فقط کت و شلواری ها آمده اند جای یونیفرم پوشان، توانایی همان است که بود.

    یکی از نقاط بسیار فاسد ایدئولوژی اسلامگرا که از همان روز اول به خورد همه داده شد و حکومت هم آنرا امتیاز بزرگی برای خود می شمرد و می شمرد، شهید پروری است. ارج نهادن به شهادت به ترتیبی که گویی اصلاً هدف از شرکت در جنگ جز این نیست! البته آمادگی مبارزان برای مرگ در راه هدف، همیشه برای فرماندهان ارزشمند است، ولی اول از همه به یاد باید داشت که به قول سرداری نظامی، کسی در جنگ با شهید شدن پیروز نشده است، با شهید کردن پیروز شده. داستان امام حسین و اینها هم که دائم به عنوان سرمشق به همه عرضه می شود، از بابت پیروزی نظامی که نداشت، مهم نیست، اگر در چشم مؤمنان اهمیت دارد، به دلیل بعد معنوی است که در آن می بینند. اسوه و قدوه کردن آن در مبارزات سیاسی و بخصوص نظامی، عرضۀ الگوی غلط است و اصلاً بی معنی است. شهیدان جنگ ایران و عراق، در درجۀ اول شهیدان سیاست و نظامیگری آماتوری و ناکارآمد بودند، نه فنا شدگان راه معنویات. نوشتن کارشان به پای روحیۀ ایثارگری و جا دادن تصویرشان در نقاشی های باسمه ای کربلا مدار، حساب سازی ایدئولوژیک و تاریخی است.
    هنوز هم در بر همان پاشنه می چرخد. فقط همۀ ملت ایران در معرض شهادت قرار گرفته است. روزگار این ملت که هر روز باید ضربات بیشتری تحمل کند، در پیش چشم ماست. مردم ایران فقط قربانی سیاست کینه توزانه و احمقانۀ آمریکا و اسراییل و عربستان نیستند که تصور می کنند با قرار دادنشان در سختی، خواهند توانست کشور را از هم بپاشانند. به همان نسبت قربانی ندانم کاری و در عین حال طمع و دغل بازی اسلامگرایانی هستند که چهل سال است به آنها زور می گویند و چپاولشان می کنند. منگنۀ فشار خارجی و داخلی این است.

    حال بیاییم بر سر انواع تحلیل هایی که در رسانه های بزرگ فارسی زبان در خارج، در بارۀ این جنگ اقتصادی می خوانیم و می شنویم.
    اول فصل مشترک این تحلیل ها این است که در آنها کمتر اثری از اشاره به جنگ اقتصادی هست. اگر هم باشد، این نکته در تحلیل هایی که عرضه می شود، نقش اساسی و مرکزی ندارد. نفس حکایت به نهایت اسباب تعجب است. شک نیست که قوانین اقتصاد، در صلح و جنگ تغییر نمی کند، ولی تفاوت این دو موقعیت را هم نمی توان در نظر نگرفت.
    اقتصاددانانی که میبینیم، تقریباً همگی گرایش لیبرال دارند که البته از دید افراد لیبرال نظیر نگارنده، عیب به حساب نمی اید و چنانکه طبیعی و منطقی است، محور تحلیل هایی که عرضه می نمایند، مفهوم بازار است. انصافاً غیر از این هم نمی توان از آنها توقعی داشت. ولی نکته ای هست. این تحلیل ها تا چه اندازه گرهی از کار مردمی که می خواهند موقعیت را دریابند، باز میکند؟
    اینکه بگوییم وضعیت قیمتها، حال در مورد ارز یا هر چیز دیگر، انعکاس عملکرد بازار است و سقوط یا صعود ارزش ریال، در حقیقت حکم بازار است و حداکثر با قدری تأخیر اجرا شده، مشکلی را در زمینۀ درک وضعیت، نمی گشاید. چون کمابیش هر اتفاقی بیافتد، میتوان با ارجاع به همین مرجع توضیحش داد. بازار که چیزی نیست که خود به خود و به استقلال عملی بکند، محل انجام یا تمرکز کنشهای بازیگران اقتصادی است. بازار میدان بروز و استفاده از آزادی اقتصادی است.
    ولی کنش های افراد، هرچند در بازار انجام می شود، بر آن تأثیر مینهد و طبعاً از نوسانات آن تأثیر می پذیرد، در چارچوب خود بازار قابل تحلیل نیست، یا لااقل به طور کامل قابل تحلیل نیست. زیرا انگیزه های کار و اهدافی که در نظر بازیگران است، صرفاً تحت تأثیر بازار شکل نمی گیرد و حتی همیشه هدفی اقتصادی را تعقیب نمی کند. مشکلاتی که برای اقصاد ایران و از جمله بهای ریال پیش آمده است، به تصمیم بازار انجام نگرفته، چون بازار، موجود صاحب اراده نیست که خود بتواند تصمیمی بگیرد، کانون تصمیماتی است که دیگران می گیرند.
    خلاصه اینکه اشاره به بازار و عملکرد آن برای درک موقعیت فعلی، رسا نیست. مسالۀ اصلی شیوه و ترتیبات عملی است که بازیگران بازار انجام می دهند. طبعاً هم بازیگران داخلی، اعم از دولتی و خصوصی و هم بازیگران خارجی که در حضور و تأثیر گذاری قابل توجه آنها، کمتر شک می توان کرد.
    به عبارت دیگر، اگر جنگ اقتصادی در جریان است، که هست. تحلیل این جنگ، فقط با گفتن اینکه صحنه اش بازار ارز ایران است و حکم بازار قطعی و درست است، شنونده را چندان نسبت به سیر و منطق اموری که در جریان است، روشن نمی کند. صرف سخن گفتن از بازار، هیچ اطلاع خاصی به شنوندگان نمیدهد و آنها را در همان موقعیتی قرار می دهد که حکومتگران جمهوری اسلامی قرارش داده اند، یعنی بی خبری.
    طبعاً از این دیدگاه راه حلی هم برای بحران مستفاد نمی شود. چون وقتی بازار را در مرکز بحث قرار می دهیم و هر وضعیتی که پیدا شد، حاصل روشن کارکرد بازار می شمریم و این کارکرد را هم بنا بر فرضهای تئوریک اقتصاد لیبرال، درست و انعکاس عینی اوضاع اقتصادی حساب می کنیم، اصلاً جایی برای چون و چرا باقی نمی ماند. بخصوص که دخالت در کارکرد بازار، از دیدگاه لیبرال، اساساً و اصولاً مذموم است. پس باید نشست و نگاه کرد و هر اتفاقی را پذیرا شد. تصور میکنم که اقتصاد دانان لیبرال، در برابر بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ هم حرفی جز همین نداشتند. لااقل هوور که رییس جمهور بود، چنین می گفت.
    ولی آیا در برابر جنگ اقتصادی هم می توان به امید بازار دست روی دست گذاشت یا نه؟ اگر چنین بکنیم، ضایعات تا کجا می تواند برود و اگر ترمیم ممکن باشد، به چه صورت تحقق خواهد پذیرفت. در این فاصله، چه بر سر مردم خواهد آمد؟
    در حقیقت، مشکل از نظر نکردن به ورای حوزۀ بازار برمی خیزد. اگر شما بازیگر یا بازیگرانی داشته باشید که با هر نیتی، می کوشند و در حوزۀ محدودی، مثل بازار ارز ایران، این توانایی را هم دارند که بر تحولات این حوزه تأثیر جدی بنهند، تا چه اندازه می توانید به الگوی توضیحی و احیاناً ترمیمی بازار آزاد، اکتفا کنید؟ بخصوص که در اینجا، بر خلاف مدل های کلاسیک عقلانی فعالیت اقتصادی، کسب سود اقتصادی مد نظر نیست. برخی از بازیگران، بخصوص آنهایی که در خارج قرار دارند، در پی کسب سود سیاسی هستند و حاضرند ضرر اقتصادی سنگین را تحمل کنند تا به اهداف سیاسی خود برسند. مدتهاست که میبینیم در تقبل مخارج تردیدی نمی کنند.
    اگر اقتصاد لیبرال به این وسعت مورد قبول قرار گرفته است، چه از سوی متخصصان و چه از سوی عامۀ مردم، به این دلیل است که قرار است تأمین کنندۀ رفاه باشد، وگرنه که اصلاً کسی به آن اعتنایی نمی کرد. در اقتصاد لیبرال، مفهوم بازار نقش مرکزی دارد که هم ارزشی است، به عنوان میدان جولان آزادی و هم معرفتی به عنوان بهترین راه تعیین قیمت ها و ترتیب اقتصاد سالم. هدف از گزیدن اقتصاد سالم، تأمین رفاه است، طبعاً برای همه. اقتصادی که همه ـ حال در درجات مختلف ـ از آن منتفع نگردند، در دنیای امروز پذیرفته نیست.
    تحلیل موقعیت فعلی و احیاناً جستن راه حل، محتاج فرا رفتن است از چارچوب بازار و دید وسیع تر نسبت به آنچه که امروز دارد در صحنۀ اقتصاد ایران واقع می گردد. این توقع را می توان از کارشناسان رشتۀ اقتصاد چشم داشت. به دولت که امیدی نیست.

  6. ****

    اینها را همه جا اشتراک بگذارید و در برابر هجمه ضد ایرانی رسانه های معلوم الحال ایستادگی کنید باز منبع ایران لیبرال هست

  7. سام

    خیلی قشنگ بود

  8. ****

    برابر «اسناد لانه جاسوسی»، امریکائیان گروه های سیاسی را بر اساس این معیارها، دسته بندی کرده بودند: خمینی و ولایت فقیه و اسلام میانه رو و اسلام نوآور و نظام اقتصادی آزاد و دموکراسی و سازش پذیری با امریکا و روسیه، دسته بندی کرده بودند. در این دسته بندی، «گروه بنی صدر» جانبدار دوموکراسی و مخالف اقتصاد بازار آزاد و مخالف ولایت فقیه و مبتکر «اسلام نوآور» و سازش ناپذیر با امریکا و روسیه ارزیابی شده است. (برای اطلاع از دسته بندی گروه ها، نگاه کنید به صفحه 77 تا 80 کتاب سیر تحول سیاست امریکا در ایران، کتاب اول، امریکا و انقلاب، نوشته ابوالحسن بنی صدر.

    ● در سند مندرج در «اسناد لانه جاسوسی شماره (10) صفحه 40، در پاسخ طرف امریکائی که از حضور بنی صدر و یزدی و قطب زاده، اظهار نگرانی می کند، نماینده نهضت آزادی می گوید: یزدی خوب است. منظور از لانه جاسوسی همون سفارت امریکا هست یک چند خط از اسناد در کامنت قبلی منظور از امریکا ومتحدانش همون صهیونستها هستن گروگانگیری یک طرح آمریکایی بود که در ایران بعنوان یک طرح انقلابی به اجرا گذاشته شده که نتیجه آن، یک انقلاب قربانی شد دیگه بیشتر از این جلو نمیرم مگر در مواقع ضروری این چند خط جزئ استادی بودن در سفارت امریکا این کامنتهای امروز را خودمم باید بخونم یک خبر دیگه هم بود شما در جریان حمله به برجهای دوقلو شنیدید که هیچ کدوم از سرمایهدارها بمیرن یا فقط مردم عادی بودن این مطالب برای یک دو روزتون کافیه

  9. ****

    بیشتر برم جلو میشه عملیات سلیبری و خوب نیست و منفعت ندارد فقط طی چند ماه اینده شاهد خروج کامل ناوهای امریکا از خلیج فارس و امدن ناوهای اتحادیه اروپا خواهید بود ایران به سمت اروپا خواهد رفت و تا اواسط دهه 20 که ارش اروپاییها احتمالن قویتر از امریکا خواهد بود این نظام کماکان پا برجاست خواهد بود تا زمانی که مردم از درون تغیر کنن باقی محلی از اعراب ندارد اخبار و هارت وپورت و…

  10. ****

    این مطالب را بی جهت گرد هم اوری نکردم محض اطلاع نرید بیفتید دنبال یک مشت رسانه که رنگ وروغن قشنگ زدن به چهره کریهشون البته تمام اینها عملی نشده مثلن تا امروز موفق به تجزیه عراق نشدن ایران وترکیه جلوشا گرفتن و بنیصدر تبعید شده هست وقطب زاده اعدام شد همه احتمالات هست شاید درست و… البته درست هست اخرین مطلبما براتون مینویسم وتمام تا شاید ماههای اینده چیزی در رسانه ها گیر نمیاد این مهملات تغیر حکومت در ایران هم که میگن روج کنید به کتابهای جنگهای روانی شیوشون هست برای ترساندن تغیر را در جاهای دیگر جستجو کنید بسیار مشکل هست بسیار مشکل همین کار جمع کردن این مطالب اونقدر مشکل هست که نگو بخوانید و یاد بگیرید و به تبلیغات توجه نکنید

  11. ****

    باری این دولت در سایه که میگن همون درستش حافظ منافع امریکا وصد البته اسرائیل در ایران هست بماند اما مهمترین غولهایی دارن در دنیا سر در میارن که امریکا قدیم وجدیدش در برابر اونها چیز خاصی نیست اونها دارای تکنولوژی بالا هستن همشون لکن چنگ اندازی به بازر امریکا هم براشون مهم هست این امریکا رفته فقط بازاری مصرفی هست این کمکهای مالی برای انتخاب ترامپ یا همین پارلمان هم روی همین هست با اینجاش کار داریم این امریکا واقعن عددی نیست این دولت در سایه ایران هست که برای شما بزرگش کرده اگر نه با پایان تنش ها با امریکا این امریکا حتی از منطقه محو میشه میره برای همیشه فقط تنش زدایی احتیاج داره اونجا فقط یک بازار مصرفی هست مراوداتی هم که دیگر نیاز نیست براتون زیادی بزرگش کردن/ قرار بر نظر ندادن بود این یکی استثنا جهت تکمیل /ایران باید تنش را تمام وبرود دنبال روابط با دوستانی جدید /اتمام تنش/اونها با ما تاریخ دارن از صفویه ومثبت هست /دورانی جدید هست حال بالا وپایین هم داره روابط لکن همیشه یک جور نیست ایران نباید دیگر دنبال تنش باشد تمام شده احتمال زیاد سالهای اینده تغیراتی جالب خواهید دید همین هست تاریخ بالا وپایین دارد این هم اخرین کامنت ما خدانگهدارتون باشد