نقد قسمت یازدهم سریال قورباغه

نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال قورباغه: او را در آتش بسوزان

قسمت یازدهم : کاتارسیس؟ هنوز نه!

در ادامه‌ی فلش‌بک قسمت قبلی، در قسمت یازدهم سریال قورباغه نیز به همان نقطه‌ای باز‌میگردیم که همه چیز شروع شد. ۱۲ سال قبل که نوری دوستانش را گول زد تا بتواند موادهای تاثیرگذار را برای خودش بردارد، هیچکس حواسش به او نبود و نوری هم بدون آنکه مجبور باشد کسی را هیپنوتیزم کند توانست به راحتی به مقام پادشاهی برسد.

در قسمت یازدهم سریال قورباغه نقطه ای که بنظر پر از ایراد می‌رسد دقیقا همین است که چرا برای سروش، آباد و دیگران ۱۲ سال طول کشید تا به راز او پی ببرند؟ در قسمت اول که در زمان حال رخ می‌داد هم دیدیم که آباد و سروش با یکدیگر راجع به توانایی خاص نوری صحبت می‌کنند، به نحوی که انگار برایشان چیز نو و تازه‌ای است. اتفاقی که شاید اگر کلیدی نبود، نمی‌توانستیم از آن به عنوان نقطه‌ی ضعف یاد کنیم اما از آن‌جایی که ضبط کردن آن مکالمه توسط رامین شروع رابطه‌ی او و نوری است، نمی‌توان ساده از کنار این مسئله گذشت.

رامین و سروش بالاخره به ویلای نوری می‌رسند. در میان راه رامین با زرنگی اسلحه‌ی حقیقی سروش را با یک مدل مشقی‌اش تعویض می‌کند. سروش هم به طرز عجیبی در مقابل رامین رام می‌شود، از گذشته‌اش می‌گوید و در نهایت هنگام تعویض اسلحه‌ها به راحتی اسلحه‌ی اشتباه را انتخاب می‌کند. برای کسی سال‌های جوانی‌اش را مشغول تیراندازی به سگ‌ها بوده، شغل اولش نیز خفت گیری بوده است کمی عجیب بنظر می‌رسد که تفاوت اسلحه‌ی مشقی و حقیقی را از جنسش نفهمد. حتی اگر جنس و وزن اسلحه مطرح نباشد، برای کسی که تا چند ساعت قبل هیچ اعتمادی به رامین نداشت بسیار عجیب‌تر است که اسلحه‌هایش را بدون چک کردن تعویض کند!

در آخرین مرحله‌ی نقشه‌ی رامین، نوری و سروش بالاخره با یکدیگر مواجه می‌شوند. رامین برای پیدا کردن استمپی که حاوی مواد است از آن دو جدا می‌شود (آیا واقعا به سراغ استمپ می‌رود؟ هنوز مطمئن نیستیم) و به رویارویی نهایی نوری و سروش می‌رسیم. رویارویی که منجر به ایجاد کاتارسیس نمی‌شود و تمام ضعفش از همین عدم ایجاد کاتارسیس برای مخاطب ایجاد می‌شود. مخاطب هیچ وقت با خودش فریاد نخواهد زد که : بهش شلیک نکن! یا بزنش! چرا که سردرگم تر از اینهاست که بخواهد جانب‌داری کند.

علاوه بر این مسئله کاتارسیس زمانی رخ خواهد داد که اطلاعات اضافه‌ای را مخاطب بداند، اما یکی از شخصیت‌ها ندانند. تمامی اطلاعات قبل‌تر به ما داده شده است و سروش به محض ورود اسلحه‌اش را روی نوری می‌کشد،  مکالمه‌ی سر سری را پیش می‌گیرند که نه چیزی را روشن می‌کند و نه حتی فرجام مناسبی برای شخصیتش رقم می‌زند.

بی‌رحمی بی حد و حصر به تصویر کشیده شده در این سکانس از قسمت یازدهم سریال قورباغه تنها یک ژست وحشتناک از نوری بر جای باقی می‌گذارد که با داستانهای مختلف راجع به پدرش حالا بیشتر شبیه به جوکر می‌نمایاند تا شخصیتی عادی. منتهی این خشونت که از پس نوری برمیاید از کدام بستر سربرآورده؟ چیزی است که بعید میدانم بفهمیم، و یا اصلا هدف نهایی سیدی برای سریال نیز باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.