نقد تند «مسعود فراستی» به «شیشلیک» مهدویان

تیغ سانسور و پخش با تأخیر «میز نقد» برنامه «هفت» هم مانع نشد که «مسعود فراستی» سخنان تند و تیزی علیه فیلم «ضد انسانی» و توهین‌آمیز «شیشلیک» به کارگردانی محمدحسین مهدویان به زبان نیاورد.

او در ابتدا می‌گوید: «این فیلم به حدی توهین‌آمیز است که فقط ضد کارگر و کار نیست، ضد انسان است و برخلاف ظاهر انتقادی، طرفدار وضع موجود و در واقع لمپن بورژواها و دلالان است.» او اضافه می‌کند: «کسانی که با این فیلم می‌خندند فکر به حال خودشان بکنند، وضع‌شان خیلی خراب است. فقط شکم‌سیران می‌توانند در این فیلم بخندند، شکم‌سیرانی که با پول دلالی و با پول کثیف می‌توانند سر پا باشند.»

«محمد تقی فهیم» دیگر منتقد «هفت» ادامه می‌دهد: «وقتی این فیلم را دیدم به نقد خودم درباره «لاتاری» برگشتم و خواندم و دیدم که آن زمان هم خوب متوجه کار کارگردان شده بودم و به نظر من «لاتاری» در واقع پله سقوط آقای مهدویان به شمار می‌آید. تا جایی می‌توان یک فیلمساز را تحمل کرد و بگوییم که در حال بروز خودش است. اگر اولین فیلم یک کارگردان خوب باشد، می‌توان آن را تصادفی تلقی کرد و اگر دومی و سومی خوب شود، فیلمساز راهش را پیدا کرده اما ما باز هم در فیلم دومی و سومی مهدویان در حال تحمل او بودیم.»

فهیم اضافه می‌کند: «پله سقوط آقای مهدویان در «لاتاری» است اما من امشب برایش گریه کردم، برای فیلمسازی که کارش تمام شده است و از این به بعد فقط زندگی می‌کند.»

او در بخش دیگری از اظهاراتش می‌گوید: «آقای ژوله، تو آمدی افتادی کنار کسی و از فضای مجازی و جوک‌های مبتذل و اینستاگرامی، می‌خواهی منبعی برای گرسنگی برای طبقه‌ی کارگر درست کنی؟ فیلم برای گرسنگی را کسی می‌تواند بسازد که یا گرسنگی کشیده باشد یا به لحاظ تفکر، اهل مطالعه باشد و از طبقه خودش بریده باشد و به نفع اجتماعش همدل شود. بنابراین ما نمی‌توانیم در مورد فرمش صحبت کنیم چون فرمی ندارد. در واقع فرم این فیلم به نفع خالی کردن جیب مردم است. وقتی فیلمساز گرسنگی را نمی‌شناسد، کاراکتر اصلی فیلم شعار می‌دهد «من شیشلیک نخورده‌ام!» و بعد سینی پر از خرما را جلوی عکس پدرش می‌گذارد که قیمتش سه برابر یک سیخ شیشلیک است.»

«شاهین شجری کهن» منتقد دیگر «هفت» در مورد این رویکردها می‌گوید: «من هم فکر می‌کنم از «لاتاری» رویکرد دیگری از او شروع شد که محل قضاوتش نیست و اطلاعات کافی در موردش ندارم اما آنچه که می‌بینم، این است که کسانی درباره کارگر یدی و عرق ریخته و زحمت کشیده فیلم می‌سازند که تنشان بوی قرعه‌کشی اینستاگرامی و اسپانسر می‌دهد و اشکال از اینجا شروع می‌شود.»

 «مسعود فراستی» در ادامه تأکید می‌کند که مسئله‌ی او نه محاکمه‌ی فیلمساز بلکه محاکمه فیلم است: «شوخی هم ندارم. من می‌خواهم این فیلم را محاکمه کنم. این فیلم سطحی نیست، مبتذل است و این‌گونه نیست که می‌خواهد [انسان‌های] فقیر نشان دهد و چون ندیده، درست نشان نمی‌دهد. اصلاً این‌گونه نیست.»

شجری کهن سپس با طرح پرسش‌هایی سعی می‌کند موضع فیلمساز را درک کند. او می‌گوید: «[فیلمساز] یک میزانسن پیچیده‌ی اجتماعی را که زوایای دارد و عقلا در موردش هنوز حرف می‌زنند و نتوانسته‌اند یک حکم یک خطی بدهند، تقلیل می‌دهد و ماکت‌سازی می‌کند به یک جامعه‌ی کاریکاتوری. این چیست؟ این کره شمالی است؟ این نگاه کمونیستی به فقر است؟ نگاه کمونیستی به منابع ثروت است؟ قرار است اگر فقیر هستیم چه شود؟ مثلاً در قرعه‌کشی اینستاگرامی فلان سلبریتی یک پرس شیشلیک ببریم؟ چه می‌گویی؟»

«مسعود فراستی» در ادامه لحن فیلم را نشانه می‌گیرد و با ارجاع به صحنه‌ی مصاحبه می‌گوید: «این چه لحنی است؟ به چه کسی انتقاد می‌کنی؟ ظاهرش این است که در بیرون می‌روی می‌گویی دیدید که دولت را زدم، یا حکومت را زدم؟ [اما] مردم را داری می‌زنی. مردم را به نامردانه‌ترین شکل ممکن می‌زنی.»

شجری کهن در مورد نگاه فیلم اضافه می‌کند: «این قسمت از فیلم مرا اذیت می‌کند که شما نماینده کارگر و نماینده مردم را یک موجود مفلوک و احمق نشان می‌دهی که اصلاً حق ندارد بهتر از این زندگی کند. تو که اینقدر قوه تشخیص‌ات پایین است و ستم‌پذیر و فقرپذیری و بوق تبلیغاتی را عیناً انجام می‌دهی و به فقرت راضی هستی، چه می‌دانی حقوق سندیکایی و حقوق بشری یعنی چه.»

 «مسعود فراستی» سپس از توهین فیلم به «سفره» انتقاد می‌کند و می‌گوید فیلم به «سفره فقیر» توهین می‌کند. او در مورد رفتار «فاشیستی» شخصیت پدر در فیلم می‌گوید: «معلوم است که پدر ندیدید شما. پدر فقیر ندیدید. لابد هر چه دیدید آدم مفت‌خور بوده که این‌گونه نگاه می‌کنید.» و در ادامه اضافه می‌کند: «هیچ فرد ایرانی سر سفره به کسی حمله نمی‌کند.» فراستی فیلمساز را «دشمن طبقاتی فقرا» می‌خواند.

شجری کهن نگاه فیلم را دارای «یک نگاه تجملی اینستاگرامی پلاستیکی» می‌داند و می‌گوید: «از نهاد این جریان فکری این‌گونه بیرون می‌آید که آناناس نخوردن عیب است و زشت و تو باید این لکه ننگ را با شرکت در قرعه‌کشی آناناس در پیج فلان پاک کنی.» او اضافه می‌کند: «در نداشتن شرمی قرار می‌دهی و این شرم از درون تو می‌آید.»

«مسعود فراستی» در پایان می‌گوید: «مخاطب این فیلم واقعاً چه کسانی هستند؟ من فکر می‌کنم کسانی که در این فیلم می‌خندند، پای‌شان خیلی در جرم است… چون نمی‌توان تمام حرف‌هایی که گفتیم را کنار بگذاریم و یک لحظه به یک جوک آن بخندیم. کسانی که با تحقیر کارگر و خانواده و ارزش‌ها می‌خندند چه کسانی هستند؟»